بی ادبیه اگه یه دستی به حضرت سید الشهدا سلام بدم .
(البته ببخشید اگه خوب ننوشتم سعی میکنم خاطره نویسیمو هم تقویت کنم )
قرار بود یه نفر بعد از عملیات بیت المقدس 2 باید لودر با یه لودر بیاد و خاکریز ها رو ترمیم کنه یه جوون 17 ساله بود اسمشم سید سجاد بود بعد از اینکه بهش گفتم چی کار باید بکنه برگشتم تا برم توی سنگر ، چند قدمی نرفته بودم که صدای یک خمپاره 100 اومد . سرمو که برگردوندم دیدم خمپاره درست افتاده روی لودر
رفتم به طرف لودر دیدم دستش قطع شده و همه جاش خونیه .
به من گفت : اگه یه چیزی بگم میگی باشه ؟
گفتم : حتما
گفت : دستمو پیدا کن بده !
شب شده بود و هوا تاریک ، چهار دست و پا افتاده بودم داشتم دستشو میگشتم و بهش دادم .
همین که دستشو دادم محکم گرفت دستشو گفت : بی ادبیه اگه یه دستی به حضرت سید الشهدا سلام بدم .
( به نقل از پدرم )
قرار بود یه نفر بعد از عملیات بیت المقدس 2 باید لودر با یه لودر بیاد و خاکریز ها رو ترمیم کنه یه جوون 17 ساله بود اسمشم سید سجاد بود بعد از اینکه بهش گفتم چی کار باید بکنه برگشتم تا برم توی سنگر ، چند قدمی نرفته بودم که صدای یک خمپاره 100 اومد . سرمو که برگردوندم دیدم خمپاره درست افتاده روی لودر
رفتم به طرف لودر دیدم دستش قطع شده و همه جاش خونیه .
به من گفت : اگه یه چیزی بگم میگی باشه ؟
گفتم : حتما
گفت : دستمو پیدا کن بده !
شب شده بود و هوا تاریک ، چهار دست و پا افتاده بودم داشتم دستشو میگشتم و بهش دادم .
همین که دستشو دادم محکم گرفت دستشو گفت : بی ادبیه اگه یه دستی به حضرت سید الشهدا سلام بدم .
( به نقل از پدرم )
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 18:44  توسط بیسیم چی
|
