ـ هاشم...شما هسی؟
برگشت, گفت:
ـ امريه!
نوجوان هول گفت:
ـ بي...بيسيم چيام.
هاشم خندهاي زد, گفت:
ـ خب منم با سيمچيام.
صورت نوجوان را كه سرخ شد، ادامه داد:
ـ شوخي كردم. بيسيمچي کجا بودي؟
ـ گردان بودم!
ـ با كيا کار كردي؟
و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 19:46  توسط بیسیم چی
|
ایستگاههای صلواتی به مکانی اطلاق میشد، مشتمل بر فضاهای مسقف، ایوان و یا فضایی دارای سایبان و محوطه (با حصار و بیحصار) که ساختاری طولی (دارای کشیدگی در یک جهت) داشتند. این ایستگاههای در اطراف تقاطع محورهای مو اصلاتی مناطق نبرد، دژبانیهای مهم و ورودی یا داخل شهرهای مناطق جنگی قرار داشتند. در داخل شهرهای جنگی معمولاً از فضاهای جنبی مساجد یا حسینیهها بدین منظور استفاده میشد ولی در خارج از شهرها، ساختمانهای موقتی (یک طبقهای) با مصالح ساده از قبیل بلوکهای سیمانی، تیرآهن یا ورقهای فلزی ساخته میشدند. همچنین از کانتینرهای مستعمل نیز استفاده میشده زیربنای ایستگاههای صلواتی حدود 200 تا 500متر مربع بود و تقسیمبندی فضایی آنها نسبت به موقعیتها و آب و هوای مناطق متفاوت بوده است، پایگاههای موقت ایستگاه صلواتی را معمولاً با حصیر یا ورق فلزی میساختند.
و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 15:18  توسط بیسیم چی
|